پس از گذشت 5 سال؛ لبخند کودکان کرمانشاهی از ذهن بشر دوستان جوان خوزستانی رنگ نباخته است
ساعت 21 و 48 دقیقه یکشنبه شب؛ 21 آبان بود که لرزش های زمین ناآرام، در چشم بر هم زدنی آرامش خانواده های غرب کشور و بخصوص اهالی کرمانشاه را بر هم ریخت. زمین می لرزید و این آوار روزگار نامراد بود که بر سر و تن بسیاری از مردم مظلوم کرمانشاه فرو می ریخت؛ آواری که آن شب سرد پاییزی را به یکی از دردناک ترین و سوزناک ترین شب های پاییز کرمانشاه تبدیل کرد.
پرونده ویژه اعضا تیم سحر خوزستان بمناسبت سالروز وقوع زلزله کرمانشاه
ساعت 21 و 48 دقیقه یکشنبه شب؛ 21 آبان بود که لرزش های زمین، در چشم برهم زدنی آرامش اهالی کرمانشاه را سلب و سبب فرو ریختن آمال و آرزوهای مردمان آن دیار شد. آواری که آن شب سرد پاییزی را به یکی از سوزناک ترین شب های تاریخ کرمانشاه تبدیل کرد.
به گزارش روابط عمومی جمعیت هلال احمر استان خوزستان؛ 5 سال از روزهای تلخ زلزله کرمانشاه می گذرد. اگرچه بسیاری از خانه ها بازسازی شده و زخم های ناشی از زلزله التیام پیدا کرده اما هنوز هم خاطرات تلخ آن شب پرالتهاب در یاد اهالی سرپل ذهاب جای خشک کرده است. زلزله سرپل ذهاب اگرچه خانه ها را ویران و امیدهای بسیاری را ناامید ساخت اما از دل همان حوادث تلخ، قهرمان های بسیاری متولد شدند که از دید رسانه ها پنهان ماندند.
مدرسه ای میزبان تیم حمایت های روانی جمعیت هلال احمر استان خوزستان است. خیلی ها عزیز از دست داده بودند. بنابراین مداخلات روانی بسیار مهم بود. روستا به روستا سفر شد تا به کودکان و افرادی که در اثر زلزله، آسیب های روحی سختی دیده بودند کمک رسانی شود .بچه ها با شوق و ذوق اسباب بازی ها را گرفته و در دنیای کودکی خود غرق می شدند .
این تنها مقایس کوچکیست از آنچه در کرمانشاه توسط اعضای تیم سحر معاونت امور جوانان هلال احمرخوزستان رقم خورد.
تیم های سحر هلال احمر سپر بلای آسیب های روحی
وحید شعبانی که اکنون مدیرعامل جمعیت هلال احمر خوزستان است، روزهای زیادی را با آن تیم اعزامی در اسلام آباد غرب،گیلام غرب و قصرشیرین گذرانده، از آن روزهای اینچنین می گوید: زمانی که حادثهای برای فرد یا گروهی رخ میدهد، تنها تاثیرات و تبعات فیزیکی ندارد، بلکه آسیبهای روحی و روانی هم برای افراد در پی دارد. اما معمولا بیشتر توجهات و اقدامات در جهت بهبود آسیبهای جسمی پس از حوادث است و مسائل روحی و روانی کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
سرتیم آن روزهای ارائه خدمات حمایت های روانی در کرمانشاه با اشاره به اینکه تیمهای سحر افراد آموزشدیدهای هستند که بهعنوان مربی و تسهیلگر داوطلبانه فعالیت میکنند، افزود: تیم هلال احمر خوزستان در شهرستان اسلام آباد غرب وارد عمل شد و براساس اطلاعاتی که از مردم و مسئولین محلی به دست آمد، کار در مناطق آسیب دیده آغاز شد.
مدیرعامل جمعیت هلال احمر خوزستان بیان کرد: کار تیم سحر شناسایی و ارائه حمایت های روانی از طریق مهارت های بازی درمانی و مشاوره متأثرین از حوادث است
مریم تمیمان کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و رئیس اداره دانشجویی و جوانان هلال احمر خوزستان درباره نحوه تشکیل تیم سحر می گوید: در سال 1382 پس از وقوع زلزله بم نیاز به حضور تیم یا افرادی که بتوانند نیازهای روحی و اجتماعی مردم را پاسخگو باشند احساس شد . در همین راستا جمعیت هلال احمر با بهره گیری از توان پرسنل درس آموخته روانشناسی و رشته های مرتبط ، همکاری اساتید دانشگاه و روانشناسان اولین مداخلات روانی و اجتماعی را در زلزله بم عملیاتی کردند که پس از آن در زلزله سال 1391 آذربایجان شرقی، سازمان جوانان فضای دوستدار کودک را در مناطق زلزله زده راه اندازی کرد.
او افزود: در سال 1396 با وقوع زلزله کرمانشاه نیاز به حضور تیم هایی با کارکرد حمایت های روانی و اجتماعی بیش از پیش حس شد. از این رو سازمان با اعزام تیم های حمایت روانی و اجتماعی به مناطق زلزله زده و راه اندازی فضای دوستدار کودک در آن مناطق ،پیرو مصوبه شورای عالی جمعیت در سال 1391 و همچنین بر اسـاس قانـون مدیریت بحـران کشـور مصوب 7/5/98 سازمان جوانان، آموزش و سازماندهی تیم های سحر (سفیران حمایت های روانی و اجتماعی در بلایا) را به استانها ابلاغ کرد.
رد پای دادرس نمایان شد
علی فهدی عضو جوان هلال احمر شهرستان اهواز و عضو تیم سحر عنوان کرد: پس از استقرار در اسلام آبادغرب و جانمایی اردوگاه دوستدار کودک، مشغول برپایی چادرهای امدادی شدیم تا فردا اول صبح برای خدمت رسانی آماده باشیم.
او ادامه داد: محل استقرار اردوگاه در محوطه یکی از مدارس بود که به محض ورود با جمعی از دانش آموزان مشغول فوتبال بازی مواجه شدیم. حضور ما در مدرسه باعث شد تجمع بچه ها دور افراد تیم شد. وقتی متوجه کار ما شدند نوجوانی قصد کمک داشت نزدیک تر آمد و با بیان اینکه ((من میتوانم به شما در چادر زنی کمک کنم)) تعجب ما را بر انگیخت.
فهدی در ادامه با ذکر این نکته که بر اساس گفته های این نوجوان، پیش تر آموزه های امدادی را در مدرسه آموخته است تصریح کرد: برایمان جالب بود که تحقق شعار دانش آموز آماده در روزهای سخت در چنین موقعیتی رقم بخورد.
هنوز هم این ماتم صبر میخاهد هنوز هم داغ بر دل نشسته آن روزها از یاد نرفته
مرجان یعقوبیان عضو با سابقه جمعیت هلال احمر خوزستان واژه ها را اینگونه کنار هم می چیند:
میان انبوهی از ملزومات بست نشسته ام
دستانم نای کار و پاهایم توان ایستادن ندارند اما، باید بلند شوم اکنون فرصتی برای غش و ضعف نیست آنها چشم در راهند ، سوز سرما بی رحم است و بی کسی بیداد میکند، باید به دل دردمندم صبوری بیاموزم حالا وقت عزا نیست آنان که خود صاحب مجلس اند هنوز در بهت این مصیبت اند به گمانم هنوز هم باورشان نشده که چگونه آوار خانه هایشان بر سرشان ریخته هنوز هم نمیدانند کجای کارند
همین دیشب مگر نبود صدای تولدت مبارک خانه ی همسایه، به گمانم دخترک کوچکش ۷ساله میشد
مگر نه بوی قرمه سبزی همسایه پایینی محله را برداشته بود
درد را از هر طرف بخوانم درد است این ها همه از شنیده هایم که گویی حضورم لابه لای خرابه های شهریست ، که مردمانش مثال سادگی و صبوری اند، قلبم مملو از درد شده آتشی به جانم افتاده ، باید فکری کرد این چنین نمیشود حدیث را صدا زدم زهرا و الهه هم آمده اند مرضیه نیز در حال جمع آوری خوراکی هاست هر کدام به سهمی برای تسکین آلام بشری کمر همت بسته و ول کن ماجرا هم نیستیم.
اشک چشمانمان میان بسته ها راهی میشود و دستان ملتمس رو به آسمانمان گواه اندوه بی پایان ماست
با اینکه حال ما خوب خراب است و مستیم از داغ مانده بر جان وطن و تن ما , راست گفته اند تازه شنیدن کی بود مانند دیدن ...
اشک و لبخند چاشنی هم بودند
الهه سلیمانی فر عضو جوان جمعیت هلال احمر شهرستان بهبهان و دانش آموخته کارشناسی علوم تربیتی است که با تیم سحر خوزستان فعالیت کرده و در زلزله کرمانشاه نیز حضور فعالی داشته است.
این عضو جوان برگی از خاطره حضورش را اینچنین رقم می زند: از ساعت۷ صبح تا حدود۸ شب به روستاها و شهرهایی که در اثر زلزله آسیب دیده بودند می رفتیم و چادر به چادر کانکس به کانکس میگشتیم و با مردم از هر دری صحبت می کردیم تا به درد و دل برسند و درصورت نیاز برای رفع مشکلاتشان کاری انجام دهیم.
سلیمانی ادامه داد: وقتی پای صحبت هایشان مینشستیم گریه و خنده با هم توامان بودند اما خاطره خوبم این بود که پسر ۱۲_۱۳ ساله ای بود که وقتی با دوستان برای حمایت روانی مراجعه کردیم به من زبان محلی آموختند .با گذشت زمان هنوز هم چهره هایشان را در خاطر دارم.
کمی که عینک نگاه مان را تغییر دهیم زیبایی های شگرفی را می بینیم
رضا میرزواند عضو جوان هلال احمر اندیمشک تجربه حضورش در زلزله کرمانشاه را اینگونه توصیف می کند: زلزله در نگاه اول آوردی به جز خرابی،خسارت و بی خانمانی در ذهن ها تصویر دیگری نمی سازد، اگر در زلزله ۲۱ آبان ۹۶ کرمانشاه به این دیار سفر می کردید وضعیت غمناک آن روزها، چهره ی شما را نیز غمگین میکرد. زلزله ساختمان ها را بر روی مردم آوار کرد و مردم با مشکلات شان زیر آوار ماندند، هزاران داستان در خانه های نیمه مخروبه تراژدی های غم انگیزی بود ولی همه بسیج شدند تا از آلام مردم بکاهند.
او در ادامه می گوید: کمی که عینک نگاه مان راتغییر دهیم زیبایی های شگرفی می بینیم؛ موج همدلی و کمک های مردمی صدها تصویر زیبا ثبت و ضبط کرد و امروز در پنج سالگی این رخداد نشسته ایم و آلبوم تصاویر همدلی ایران را ورق می زنیم. همدلی که تمام ایران را کرمانشاه کرد و آوار را از قلب های مردم ایران زدود و به راستی زیر سقف یک آسمان بودن را معنا کرد.